منتور ...
تصویر 'گوینده پادکست این نقطه
حسین غریبی
  • 1 پادکست
  • 23 اپیزود

من حسین هستم متولد 1364 تهران دارای لیسانس معماری از دانشگاه بابلسر و فوق لیسانس معماری از دانشگاه A&M تگزاس. در بیست و نه سالگی همه چیزهایی که یک روز آرزوی داشتنشان را داشتم و فکر میکردم با داشتن آنها خوشحال خواهم شد، را داشتم. من،خانه، اقامت آمریکا، اتوموبیل خوب و شغل عالی در یک شرکت عالی داشتم، ولی هنوز خوشحال نبودم. یک زندگی آسان داشتم ولی بدون شور و شوق و حتی بدون درد. من میدانستم زندگی باید بیشتر از کار کردن و پرداخت قبض باشد، میدانستم زندگی بدون درد لزوماً زندگی خوبی نیست. پس زندگی خوب، خوشحالی و سعادت چیست؟ کنجکاو شدم تا جواب سوالها را پیدا کنم، خوشحال واقعی چیست؟ ریشه ناخوشی هایم کجاست؟ همان روزها کتابی از مایکل سینگر به نام روح تسخیر ناپذیر به دستم رسید. بارها و بارها کتاب را خواندم. و دریافتم که این کتاب تمام چیزی است که من نیاز دارم. مایکل سینگر نوشته بود: “ما افکارمان نیستیم، چیزی به نام نقاد درونی وجود دارد که مثل خوره از درون ما را میخورد ،خوشحالی را باید تمرین کرد، خوشحالی را باید یاد گرفت، ریشه ی تمام مشکلات ذهن انسان است.” سینگر یک جمله دیگر هم گفته بود ، که بعد از سالیان هنوز مثل یک چراغ راه گشای من هست ، جمله ای که من از آن به نام جمله طلایی یاد می کنم. آنجا که نوشته بود :”ما کار درونی برای انجام دادن داریم.” و من تا آنروز اصلا نمیدانستم درون چی هست؟ آن روزها فکر میکردم شرایط بیرونی مسئول حس آرامش و خوشحالی من هستند. و وظیفه خودم میدانستم که شرایط و محیط بیرون را آنقدر دستکاری کنم تا شبیه چیزی باشد که من میخواهم و احتمالاً خوشحالم میکند. پس از آن برای اولین بار در بیست ونه سالگی چشمم افتاد به دنیای درونی خودم، دنیایی به مراتب زیباتر از دنیای بیرون ، و البته پیچیده تر و ناشناخته تر. دنیایی شبیه آنچه که حضرت مولانا خیلی سال قبل نشان داده بود ولی غافل بودم: ای برادر تو همان اندیشه‌ای ما بقی تو استخوان و ریشه‌ای گر گلست اندیشهٔ تو گلشنی ور بود خاری تو هیمهٔ گلخنی همیشه از معنا و مفهوم شعر ساده گذر کرده بودم، حتی لحظه ای هم به آن فکر نکرده بودم . کم کم کنجکاو شدم و پرسان پرسان به دنبال کشف دنیای درون خودم، از این کلاس به آن کلاس، از این ورکشاپ به آن ورکشاپ،کتاب پشت کتاب ، مقاله و دوره و خلاصه هر راهی که بتواند نوری به دنیای درون من بتاباند و آنجا را به من بشناساند طی کردم، بلکه بتوانم مسیر را پیدا کنم، مسیر خودشناسی، مسیر آگاهی، مسیر دانایی ، الان که اینجا هستم حس میکنم موفق شدم و البته که هنوز در مسیرم و در مسیر خواهم ماند. سال 2020 بود که به فکر افتادم تجربیاتم را با دوستانم به اشتراک بگذارم، و همان روزها دوستانم به من پیشنهاد دادند مطالب و تجربیاتم را در اینستاگرام به اشتراک بگذارم. و من که، هم عاشق این مسیر بودم و هم ابزار کافی برای ارائه آنها را در اختیار داشتم، با یک دنیا عشق و امید اوایل سال 2021 فعالیتم را در اینستاگرام شروع کردم. همواره سپاسگزارخداوند بزرگ و شما دوستانم هستم که دست از حمایت کردن برنداشتید، و ایمان دارم اگر حمایتها و عشق و مهربانی های خدای بزرگ و شما دوستان نبود من هم اینجا نبودم . و امروز مصمم تراز قبل و نیرومند تر و آگاه تر از قبل به مسیر خودشناسی ادامه میدهم وامیدوارم همچنان در این مسیر با من همراه باشید .

پادکست های حسین غریبی

podcast cover image
: / :